شب و تنهایی و ماه و ستاره...

سخت بالا بروی ساده بیایی پایین...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین

قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

 

[ جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٠ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

نه این که عاشقی حال خوشی نیست...

کدوم خواستن؟ کدوم جنون؟ کدوم عشق؟؟

شاید خیلی از این حرفها دروغه


تا وقتی با همیم از عشق می گیم

نباشیم قولمون حتی دروغه

 

از این عشق هایی که زنجیر می شه

هوس هایی که دامن گیر می شه

می ترسم چون دلم بی اعتماده

***   به احساسی که بی تأثیر می شه  ***

 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست ... نه اینکه زندگی بی عشق می شه

فقط کاش بین این حس های مبهم ... بفهمم آخرش چی عشق می شه ؟؟..

توفکرش نیستیم و پیداش میشه

ولی وقتی که باید باشه میره


به حال و روزه ما کاری نداره
همیشه یا براش زوده یا دیره

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

این دیوانگیست...

ایـن دیـوانگیـست ...


 
همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند

بخاطر اینکه

یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم!

 این دیوانگیست که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه

در یکی از آنها به ما خیانت شده است...

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٥ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]