شب و تنهایی و ماه و ستاره...

طوفان..

آرامش مدام کسل کننده است.

گاهی طوفان هم لازم است...

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/۳٠ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

درک و شعور...

آنچه آدم ها را کنار هم نگه می دارد

شباهت هایشان نیست!

درک و شعورشان نسبت به تفاوت هایشان است...

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/۳٠ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

دست هایت...

تا توانی دست ها بگیر..                

دستهایت، روزی محتاج گرفتن خواهد شد!

 

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٩ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

آدم هرز...

علف هرز خیلی هم هرز نیست!

حداقل عمل فتوسنتز را انجام میدهد!

اما آدم هرز، هرز است به معنای واقعی...

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

عادت...


آدم ها عادت میکنند

به هرچیزی...

حتی به خنجرهایی که از پشت میخورند...

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ٧:٥۸ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

بغض..

 

گاهی سکوت علامت رضایت نیست!

شاید کسی دارد خفه میشود

پشت سنگینی یک بغض...

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

چرا؟؟؟

نمیدانم چرا خوبان در جوانی میمیرند...

[ چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

به یاد هومن عزیزم...


وقتی که بود... نمیدیدم!

وقتی میخواند

   نمیشنیدم...

وقتی دیدم که نبود،

      وقتی شنیدم که نخواند...

 

رفتی حالا به کی بگم؟ خیلی دلم تنگه برات... میخوام فقط یه بار ببینمت، سر بزارم رو شونه هات... دوست داشتم با گلای سرخ میومدم میدیدمت، نه اینکه با رخت سیاه، چشمای سرخ ببینمت... گل رو پرپر میکنم سر مزارت... تا ابد بارونیه چشمای یارت... رفتی افسوس گل من تو در دل خاک، از تو یادگاریه چشمای نمناک...

[ شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٤ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

زوووو!!

تازه حکمت بازی های کودکانه را میفهمم

زووو...

تمرین این روزهای نفسگیر بود....

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٢ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

عاشقی!

شیار دست هایش را نشان میدهد پدر،

و میگفت :

   هنوز گرسنگی نکشیدی عاشقی یادت برود!!

اما...

از ابر چشمهایش چکه میکرد

 تصویر زنی جوان...

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٢ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

صبر کن سهراب !!

صبر کن سهراب!                         

گفته بودی : " قایقی خواهم ساخت؛

دور خواهم شد ازین شهر غریب..."

قایقت جا دارد ؟!

من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٠ ] [ ٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

کاش...!!

کاش میشد زندگی را هم عوض کرد

مثل چایی ؛

وقتی که سرد میشود!!

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٠ ] [ ۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

تولدم..!

هنوز هم نمیدانم                        

هر سال که میگذرد

یک سال به عمرم اضافه میشود

یا یک سال از عمرم کم میشود !!

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٠ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

سایه ها

نگاهت را به سوی خورشید بگردان     

تا سایه ها پشت سرت بیفتند...  

 

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٩ ] [ ۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

تو تنها نیستی

برای هیچکس اتفاقی نمی افتد که طبیعتش را یارای تحمل آن

نباشد!

 

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٩ ] [ ۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

اگر...!

یادم باشد اگر شاعر شدم                         

برای سرودن دوست داشتن؛

دنبال ایهام نباشم!

یادم باشد اگر نقاش شدم،

لبخند را با آبی ترین رنگ

بر بوم جاودانگی به تصویر بکشم...

 


[ دوشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٩ ] [ ۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

مرا دریاب

من از بادها بی نشانه ترم ؛

یکی باید که مرا پیدا کند !!

[ دوشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٩ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

!!

آنقدر محکم نباشید که خم شدنتان را کسی باور نکند!!  

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۸ ] [ ٩:۱٧ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

تاب بیاور..

پرواز

همیشه

آسان نیست

تاب بیاور پرنده!

چیزی نمانده که به آسمان برسیم...

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۸ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

دلتنگی...!!

شعر تازه ای نگفته ام

زندگی شور تازه ای نداشت

سطر کهنه ام همان دل است،

که برای تو،

همیشه....

بی دلیل

تنگ میشود...!!

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۱ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

خیانت

هیچوقت طوری زندگی نکن                      

که وقتی در آغوش کسی هستی

برای شخص دیگری گریه کنی..

چون....

خیانت تنها این نیست

که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری

خیانت میتواند

دروغ دوست داشتن باشد....

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۱ ] [ ۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

تکرار

به تکرار که برسی،         

ناگزیر پرپر میشوی....

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۱ ] [ ٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

بازی روزگار

کاش هیچ وقت               

آرزو نمیکردم

کفشای مامانم

       اندازم بشه...!!!   

[ یکشنبه ۱۳٩۱/٤/۱۱ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

بی تاب شدن...

از لیوان ها،

به لیوان شکسته فکر میکنی!               

از آدم ها،

به کسی که از دست داده ای...

به کسی که به دست نیاورده ای...

همیشه،

چیزی که نیست

بهتر است...!!

 

 

[ شنبه ۱۳٩۱/٤/۱٠ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

خودتو خسته نکن..

جواب یه حرفایی ؛

فقط یه "نفس عمیقه"

[ شنبه ۱۳٩۱/٤/۱٠ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

به انسان بودنت نناز! انسانیت کو؟؟؟

آرام بخواب!

گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو!

آرام بخواب!

گرگ برای خودش شرافتی دارد،

حالا که انسان درنده ای شده است...!

[ شنبه ۱۳٩۱/٤/۱٠ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

عشق

بگذار شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید

هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد...

اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن!!!

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

ای ستاره ها

ای ستاره ها که از جهان دور

چشمتان به چشم بی فروغ ماست

نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟

در میان آبی زلال آسمان؟

ای ستاره ای که پیش دیده ی منی

باورت نمیشود که در زمین

هرکجا به هرکه میرسی

خنجری میان پشت خود نهفته است

پشت هر شکوفه ی تبسمی

خار جانگزای حیله ای شکفته است

آنکه با تو میزند صلای مهر

جز به فکر غارت دل تو نیست...

گر چراغ روشنی به راه توست

چشم گرگ جاودان گرسنه است

ای ستاره ما سلاممان بهانه است

عشقمان دروغ جاودانه است

و آنکه با تو صادقانه درد و دل کند

های های گریه ی شبانه است

ای ستاره ای ستاره ی غریب

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم

پس چرا به داد ما نمیرسد؟

ما صدای گریه مان به آسمان رسید

از خدا چرا صدا نمیرسد؟؟

 

 

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

پناهگاه

پشت خنده هایی پناه گرفته ام

که

جور سکوتم را میکشند...

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

خنده اجباری

من اگر میخندم

تنها به اجبار عکاس است.......

وگر نه بی تو

من کجا.......

خنده کجا.....

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

سکوت...!

اگر دلت گرفت

سکوت کن،

این روزها

هیچکس معنای دلتنگی را نمیفهمد...

 

[ جمعه ۱۳٩۱/٤/٩ ] [ ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

برگزیده وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین

ژرالدین دخترم

به دنبال نام تو، نام است!  چاپلین!!

با همین نام ، چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم  و بیشتر از آنچه آنها خندیدند، خود گریستم.

دخترم! مردمان بر روی زمین استوار، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نا استوار سقوط میکنند!

دل به زر و زیور مبند، زیرا بزرگترین الماس دنیا آفتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه میدرخشد.

اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی، با او یک دل باش. 

هیچ چیز و هیچکس در این دنیا وجود ندارد که شایسته آن باشد که دختر ناخن پایش را به خاطر او عریان کند.

به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٦ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

گاهی...

 

گاهی گمان نمیکنی و میشود

                                گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

                                گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

                                گاهی تمام شهر گدای تو میشود

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٦ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]

گفت و گو با خدا

گفت و گو با خدا

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت. اکنون به چندین زبان دنیا ترجمه و منتشر شده است.

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

خدا گفت پس میخواهی با من گفتگو کنی؟

گفتم: اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد.

وقت من بی نهایت است.

پرسیدم: چه چیزی بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟

خدا پاسخ داد: کودکیشان !

اینکه آنها از بودن در دوران کودکی خسته میشوند،

عجله دارند که زود بزرگ شوند... و دوباره بعد از مدت ها آرزو میکنند که باز کودک شوند و حسرت دوران کودکی را میخورند!!

اینکه سلامتی شان را صرف بدست آوردن پول میکنند، و بعد پولشان را از دست میدهند تا سلامتی از رفته شان را باز جویند.

اینکه با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند، زمان حال فراموششان میشود

آنچنان که دیگر نه در حال زندگی میکنند، نه در آینده!!

اینکه چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

بعد پرسیدم: به عنوان خالق انسان ها میخواهید آنها چه درس هایی از زندگی یاد بگیرند؟

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد : 

یاد بگیرند که نمیتوان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.

اما میتوان محبوب دیگران شد.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتر دارد، بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد!

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم،

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد!

با بخشیدن، بخشش یاد بگیرند.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقأ دوست دارند، اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.

یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست که دیگران آنها را ببخشند،

بلکه خودشان هم باید خوشات را ببخشند.

و یاد بگیرند که من اینجا هستم.

[ سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٦ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سارا ] [ نظرات () ]